فرهنگ آریان‌پور

رسوب

#۱۰۳٬۰۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

dreg

رسوب، درده، ته نشین، آشغال، پس مانده، مدفوع

۲

illuviation

رسوب، ته نشینى، آبرفت

۳

sinter

خاکستر، ته مانده و زوائد ذوب آهن، رسوب، بستن و سخت شدن، مواد متحجر شده دردهانه چشمه آب گرم

۴

tartar

زبان تاتارى، تاتار، ته نشین، رسوب، باره دندان، درده

۵

alluvia

ته نشین، رسوب، آبرفت

۶

alluvium

ته نشین، رسوب، آبرفت

۷

residuum

تفاضل، باقیمانده، پسمانده، رسوب، تفاله

۸

sediment

ته نشین، ته نشست، لاى، رسوب، درده، رسوب کردن

۹

alluviums

ته نشین، رسوب، آبرفت

۱۰

precipitate

بشدت پرتاپ کردن، شتاباندن، بسرعت عمل کردن، تسریع کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن، غیر محلول و ته نشین شونده، جسم تعلیق شونده یا متراسب، خیلى سریع، بسیار عجول، ناگهانى، رسوب شیمیایى

۱۱

fouling

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ foul

۱۲

deposit

ته نشین کردن، گذاشتن، کنار گذاشتن، ذخیره سپردن، به حساب بانک گذاشتن، سپردن پول، بیعانه، گرو، ته نشین، سپرده، ته نشست

۱۳

precipitation

شتاب، دستپاچگى، تسریع، بارش، ته نشینى