فرهنگ آریانپور
رسوایی
#۱۰۳٬۰۵۶
infamy
رسوایى، بدنامى، افتضاح، سابقه بد، ننگ
scandal
رسوایى، افتضاح، ننگ، تهمت، تهمت زدن
disgrace
رسوایى، خفت، تنگ، فضاحت، سیه رویى، خفت آوردن بر، بى آبرویى
opprobrium
رسوایى، ننگ، خفت، زشتى، ناسزایى
calumny
بدنامى، رسوایى، بهتان افترا
dishonor
ننگ، ننگین کردن، آبرو ریزى، بى شرفى، رسوایى، نکول، بى احترامى کردن به، تجاوز کردن به عصمت (کسى)
ignominy
بد نامى، رسوایى، افتضاح، خوارى، کار زشت
blatancy
سر و صدا، شلوغى، خودنمایى، خشونت، رسوایى
disrepute
بى آبرویى، بدنامى، رسوایى، بى احترامى gate _
notoriety
انگشت نمایى، رسوایى، بدنامى
dishonour
ننگ، ننگین کردن، آبرو ریزى، بى شرفى، رسوایى، نکول، بى احترامى کردن به، تجاوز کردن به عصمت (کسى)
noise
خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت
smear
لکه، آغشتن، آلودن، لکه دار کردن
debacle
افتضاح، سقوط ناگهانى حکومت و غیره، سرنگونى
discredit
بى اعتبارى، بدنامى، بى اعتبار ساختن