فرهنگ آریانپور
رسوا کردن
#۱۰۳٬۰۵۳
decry
رسوا کردن، تقبیح کردن
gibbet
صلابه، چوبه دار، به دار آویختن، رسوا کردن
traduce
افترا زدن به، بهتان زدن به، بدنام کردن، رسوا کردن، لکه دار کردن، تعریف کردن
dissociate
جدا کردن، رسوا کردن، قطع همکارى و شرکت
scandalize
مفتضح کردن، تهمت ناروا زدن به، رسوا کردن
blot
لکه دار کردن یا شدن، لک، لکه، بدنامى، عیب، پاک شدگى
disgrace
رسوایى، خفت، تنگ، فضاحت، سیه رویى، خفت آوردن بر، بى آبرویى