فرهنگ آریان‌پور

رسن

#۱۰۳٬۰۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

cord

سیم، ریسمان، طناب نازک، رسن، زه، وتر

۲

line

خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام خط کشیدن، خط انداختن در، خط دار کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، ردیف، رشته line ـ (66)

۳

rope

طناب، رسن، ریسمان، باطناب بستن، به شکل طناب در آمدن

۴

sling

(past: slung ; past participle: slung) ـ قلاب سنگ، فلاخن، رسن، بند، تسمه تفنگ، زنجیر، زنجیردار، پرتاب کردن، انداختن، پراندن

۵

tie

دستمال گردن، کراوات، بند، گره، قید، الزام، علاقه، رابطه، برابرى، تساوى بستن، گره زدن، زدن