واژههای فارسی←رسمی یک دولت - مامور -فرهنگ آریانپوررسمی یک دولت - مامور -#۱۰۳٬۰۴۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ambassadorسفیر، ایلچى، پیک، مامور رسمى یک دولتواژههای نزدیک در الفبارسمی و خشک بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرسمی و روزانه مهمانخانه - خوراک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرسمی و قانونی - تعطیلات -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرسمی و قانونی - دخول -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرسمی و مستلزم پوشیدن لباس رسمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرسمی یا اداری - اطلاعیه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر