واژههای فارسی←رسد - سر -فرهنگ آریانپوررسد - سر -#۱۰۲٬۹۴۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dueبدهى، قابل پرداخت، مقتضى، مقرر، حق، ناشى از، موعد پرداخت، سر رسد، حقوق، عوارض، پرداختنىواژههای نزدیک در الفبارسته بندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرسته بندی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرسته درختانی که میوه مخروطی دارندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرستیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرستیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرسدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر