واژههای فارسی←رستیدنفرهنگ آریانپوررستیدن#۱۰۲٬۹۴۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱originateسرچشمه گرفتن، موجب شدن، ناشى شدن، آغاز شدن یا کردنواژههای نزدیک در الفبارستورانی که مشتریها برای خودشان غذا می برندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرستهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرسته بندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرسته بندی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرسته درختانی که میوه مخروطی دارندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرستیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر