رسته
#۱۰۲٬۹۱۵
guild
رسته، صنف، انجمن، اتحادیه، محل اجتماع اصناف
class
رده، کلاس، دسته، طبقه، زمره، جور، نوع، طبقه بندى کردن، هماموزگان، رسته، گروه
category
دسته، زمره، طبقه، مقوله، مقوله منطقى، رده، رسته
corps
هیئت، گروه، دسته، عده، لشکر، سپاه
order
راسته، دسته، طبقه، زمره، صنف، آئین و مراسم، فرقه یا جماعت مذهبى، گروه خاصى، انجمن، دسته اجتماعى، سامان، نظم، انتظام، آرایش، رسم، آئین، مقام، مرتبه، سبک، طرز، مرحله، نوع، دستور، امر، درمان، امریه، فرمایش، حواله، برات دستور دادن، منظم کردن، سفارش دادن، تنظیم کردن، ترتیب، رتبه، سفارش، مرتب کردن
trade
بازرگانى، حرفه، داد و ستد کردن، مبادله کردن، سوداگرى، تجارت، داد و ستد، کسب، پیشه ورى، کاسبى، مسیر، شغل، پیشه، آمد و رفت، سفر، آزار، مزاحمت، مبادله کالا، تجارت کردن با
echelon
پلکانى، ستون پله، به صورت پلکان در آوردن، پله، رده
regenerate
باززائیدن، احیاء کردن، باز زادن، تهذیب کردن، زندگى تازه و روحانى یافته، دوباره خلق شدن یا کردن