فرهنگ آریان‌پور

رستاخیز کردن

#۱۰۲٬۸۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

resurrect

زنده کردن، احیا کردن، رستاخیز کردن

۲

resurrection

رستاخیز، قیام، قیام عیسى از مردگان، احیا، رستاخیز کردن

۳

rise

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز