فرهنگ آریانپور
رستن
#۱۰۲٬۹۱۰
escape
رستن، گریختن، دررفتن، فرار کردن، رهایى جستن، خلاصى جستن، جان به در بردن، گریز، فرار، رهایى، خلاصى
grow
(past: grew ; past participle: grown) ـ رستن، روئیدن، رشد کردن، سبز شدن، بزرگ شدن، زیاد شدن، ترقى کردن، شدن، گشتن، رویانیدن، کاشتن
relax
لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن
evolve
باز کردن، گشادن، بیرون دادن، درآوردن، استنتاج کردن، نمو کردن
redeem
باز خریدن، از گرو در آوردن، رهایى دادن
spring
(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن
sprout
جوانه زدن، سبز شدن، جوانه، شاخه
thrive
(past: thrived, throve ; past participle: thrived, thriven) ـ پیشرفت کردن، رونق یافتن، کامیاب شدن
germinate
جوانه زدن، شروع به رشد کردن، سبز شدن