فرهنگ آریان‌پور

رزین

#۱۰۲٬۷۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

rubber

رزین، لاستیک، کائوچو، لاستیکى، ابریشمى یا کاپوت، مالنده یا ساینده

۲

resin

(resinate =) ـ صمغ کاج، انگم کاج، راتیانه، رزین، صمغ، با صمغ پوشاندن

۳

resinate

(resin =) ـ صمغ کاج، انگم کاج، راتیانه، رزین، صمغ، با صمغ پوشاندن

۴

gum

لثه دندان، انگم، صمغ، چسب، قى چشم، درخت صمغ، وسیع کردن، با لثه جویدن، چسب زدن، چسباندن، گول زدن، صمغى شدن

۵

rosin

(گیاه شناسى) راتیانه، کلوفون، کلوفون زدن