فرهنگ آریان‌پور

رزه

#۱۰۲٬۷۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

staple

رزه، ستون، تیر، عمود، چهارپایه تخت، گیره کاغذ، بست آهنى، کالاى اصلى بازار مصنوعات مهم و اصلى یک محل، جزء اصلى هر چیزى، قلم اصلى، فقره اصلى، طبقه بندى یا جور کردن، مواد خام

۲

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس