فرهنگ آریان‌پور

ردیف بندی‌ کردن

#۱۰۲٬۵۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

array

آراستن، در صف آوردن، منظم کردن، صف، نظم، آرایش، رژه، آرایه