فرهنگ آریانپور
ربط - بی -
#۱۰۲٬۱۵۵
desultory
بى قاعده، پرت، بى ترتیب، درهم و بر هم، بى ربط
excursive
بى ترتیت، بى ربط، آواره، گردنده
disjointed
بى ربط، گسیخته، متلاشى، در رفته، نامربوط
inapposite
بى جا، بى مورد، بى ربط، نامربوط، ناشایسته، بى موقع
incoherent
متناقض، بى ربط
irrelative
بى ربط، نا مناسب، نا مربوط، مطلق
irrelevant
نا مربوط، بى ربط
impertinent
گستاخ، بى ربط
inconsequent
(inconsecutive =) ـ فاقد ارتباط منطقى، بى ربط، گسیخته، نادرست، غیر معقول، بى نتیجه
inconsecutive
(inconsequent =) ـ فاقد ارتباط منطقى، بى ربط، گسیخته، نادرست، غیر معقول، بى نتیجه