فرهنگ آریان‌پور

ربط

#۱۰۲٬۱۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

concern

ربط، بستگى، بابت، مربوط بودن به، (به صورت اسم مفعول) دلواپس کردن، (معنى مجازى) نگران بودن، اهمیت داشتن

۲

rapport

نسبت، ربط، توافق، مناسبت، سازگارى

۳

juncture

اتصال، الحاق، پیوستگى، مفصل، درزگاه، ربط

۴

relevance

(relevancy =) ـ رابطه، ربط، ارتباط

۵

relevancy

(relevance =) ـ رابطه، ربط، ارتباط

۶

connective

کلمه ربط یا عطف، ربط، پیوندى، رابط، متصل کننده

۷

contiguity

نزدیکى، مجاورت، برخورد، تماس، وابستگى، ربط

۸

paraphrase

تفسیر، تاویل، ربط، ترجمه آزاد، توضیح، نقل بیان، ترجمه و تفسیر کردن

۹

pertinence

(pertinency =) ـ ربط، وابستگى، دخل، مناسبت، موقعیت، شایستگى، اقتضاء

۱۰

pertinency

(pertinence =) ـ ربط، وابستگى، دخل، مناسبت، موقعیت، شایستگى، اقتضاء

۱۱

correlation

ارتباط، ربط، همبستگى، بستگى دوچیز با هم

۱۲

links

پیوند، به هم پیوستن، پیوند دادن، حلقه زنجیر، دانه زنجیر، بند، میدان گلف، زنجیر، قلاب، متصل کردن، جفت کردن link

۱۳

bearing

طاقت، بردبارى، وضع، رفتار، سلوک، جهت، نسبت

۱۴

liaison

رابطه نامشروع، بستگى، رابطه، ارتباط، رابط

۱۵

immediacy

بى درنگى، فوریت، بى واسطگى، بى فاصلگى، مستقیم و بى واسطه بودن، آگاهى، حضور ذهن، بدیهى، قرب جواز

۱۶

application

کاربرد، استفاده، درخواست، درخواست نامه، پشت کار، استعمال