فرهنگ آریان‌پور

اسلوب

#۱۰٬۲۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

mode

رسم، سبک، اسلوب، طرز، طریقه، مد، وجه، باب

۲

method

روش، اسلوب، طریقه، متد، شیوه، راه، طرز

۳

system

همست، همستاد، روش، طریقه، سلسله، رشته، دستگاه، جهاز، طرز، اسلوب، قاعده رویه، نظم، منظومه، نظام، سیستم system ـ (54)

۴

fashion

روش، سبک، طرز، اسلوب، مد، ساختن، درست کردن، به شکل در آوردن

۵

pattern

الگو، نقش، انگاره، طرح، صفات و خصوصیات فردى، خصوصیات، به عنوان نمونه یا سرمشق به کار رفتن، نظیربودن، همتا بودن، تقلید کردن، نقشه یا طرح ساختن، به عنوان الگو به کار بردن

۶

technique

فن، شیوه، شگرد فن، اصول مهارت، روش فنى، تکنیک