فرهنگ آریان‌پور

راکد شدن

#۱۰۱٬۳۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

stagnate

راکد شدن، راکد ماندن، از جنبش ایستادن، بیحرکت شدن، گندیده شدن

۲

statgnate

راکد شدن، از جنبش ایستادن، گندیده شده، کساد شدن

۳

stand

(past: stood ; past participle: stood) ـ ایستادن، تحمل کردن، موضع، دکه، بساط، ایست کردن، توقف کردن، ماندن، راست شدن، قرار گرفتن، بودن، واقع بودن، واداشتن، عهده دار شدن، ایست، توقف، مکث، وضع، موقعیت، شهرت، مقام، پایه، میز کوچک، سه پایه، دکه دکان، ایستگاه، توقفگاه، جایگاه گواه در دادگاه، سکوب تماشاچیان مسابقات