فرهنگ آریان‌پور

رابطه داشتن

#۱۰۰٬۹۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

liaise

ارتباط پیدا کردن، رابطه داشتن، بستگى داشتن، رابط نظامى بودن

۲

correspond

برابر بودن، به هم مربوط بودن، رابطه داشتن

۳

tie

دستمال گردن، کراوات، بند، گره، قید، الزام، علاقه، رابطه، برابرى، تساوى بستن، گره زدن، زدن

۴

belong

تعلق داشتن، مال کسى بودن، وابسته بودن

۵

relate

باز گو کردن، گزارش دادن، شرح دادن، نقل کردن، گفتن

۶

traffic

(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن

۷

communicate

گفتگو کردن، مکاتبه کردن، کاغذ نویسى کردن، مراوده کردن، ارتباط برقرار کردن