فرهنگ آریانپور
رابطه داشتن
#۱۰۰٬۹۶۶
liaise
ارتباط پیدا کردن، رابطه داشتن، بستگى داشتن، رابط نظامى بودن
correspond
برابر بودن، به هم مربوط بودن، رابطه داشتن
tie
دستمال گردن، کراوات، بند، گره، قید، الزام، علاقه، رابطه، برابرى، تساوى بستن، گره زدن، زدن
belong
تعلق داشتن، مال کسى بودن، وابسته بودن
relate
باز گو کردن، گزارش دادن، شرح دادن، نقل کردن، گفتن
traffic
(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن
communicate
گفتگو کردن، مکاتبه کردن، کاغذ نویسى کردن، مراوده کردن، ارتباط برقرار کردن