فرهنگ آریان‌پور

رابطه برقرار کردن

#۱۰۰٬۹۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

speak

(past: spoke ; past participle: spoken) ـ درآییدن، سخن گفتن، حرف زدن، صحبت کردن، تکلم کردن، گفتگو کردن، سخنرانى کردن

۲

communicate

گفتگو کردن، مکاتبه کردن، کاغذ نویسى کردن، مراوده کردن، ارتباط برقرار کردن