فرهنگ آریانپور
ذوب کردن
#۱۰۰٬۷۱۱
melt
گداز، آب شدن، گداختن، مخلوط کردن، ذوب کردن
liquate
گداختن، آب کردن، ذوب کردن، قال کردن
found
(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش find
#۱۰۰٬۷۱۱
گداز، آب شدن، گداختن، مخلوط کردن، ذوب کردن
گداختن، آب کردن، ذوب کردن، قال کردن
(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش find