فرهنگ آریان‌پور

ذوب کردن

#۱۰۰٬۷۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

melt

گداز، آب شدن، گداختن، مخلوط کردن، ذوب کردن

۲

liquate

گداختن، آب کردن، ذوب کردن، قال کردن

۳

found

(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش find