فرهنگ آریان‌پور

ذوب شدن

#۱۰۰٬۷۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fuse

(علوم نظامى) فتیله مواد منفجره، فیوز، فتیله گذاشتن در، سیم گذاشتن، فیوزدار کردن، آمیختن، ترکیب کردن یا شدن، ذوب شدن، گداختن

۲

melt

گداز، آب شدن، گداختن، مخلوط کردن، ذوب کردن

۳

ablate

از بیخ کندن، قطع کردن، (جراحى) بریدن و خارج کردن