فرهنگ آریانپور
ذبح کردن
#۱۰۰٬۴۳۹
kill
کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن
slay
(past: slew ; past participle: slain) ـ با خشونت کشتن، به قتل رساندن، کشتار کردن، ذبح کردن
#۱۰۰٬۴۳۹
کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن
(past: slew ; past participle: slain) ـ با خشونت کشتن، به قتل رساندن، کشتار کردن، ذبح کردن