فرهنگ آریان‌پور

ذبح کردن

#۱۰۰٬۴۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

kill

کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن

۲

slay

(past: slew ; past participle: slain) ـ با خشونت کشتن، به قتل رساندن، کشتار کردن، ذبح کردن