فرهنگ آریان‌پور

ذبح

#۱۰۰٬۴۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

hew

(past: hewed ; past participle: hewed, hewn) ـ بریدن، قطع کردن، انداختن (در خت و غیره)، ضربت، شقه، ذبح، شکاف یاترک نتیجه ضربه

۲

slaughter

کشتار فجیع، قتل عام، خونریزى، ذبح، کشتار کردن