فرهنگ آریانپور
ذبح
#۱۰۰٬۴۳۷
hew
(past: hewed ; past participle: hewed, hewn) ـ بریدن، قطع کردن، انداختن (در خت و غیره)، ضربت، شقه، ذبح، شکاف یاترک نتیجه ضربه
slaughter
کشتار فجیع، قتل عام، خونریزى، ذبح، کشتار کردن
#۱۰۰٬۴۳۷
(past: hewed ; past participle: hewed, hewn) ـ بریدن، قطع کردن، انداختن (در خت و غیره)، ضربت، شقه، ذبح، شکاف یاترک نتیجه ضربه
کشتار فجیع، قتل عام، خونریزى، ذبح، کشتار کردن