گروه الفبایی

واژه‌های «پل…»

صفحه ۳ از ۳ · ۲۷۴ واژه

پلیس سوار بر اسبمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیس سوار کانادامعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیس سواره‌ کانادامعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیس قضاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیس‌ گشتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیس گشتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیس گشتی - افسر -معنی و ترجمه انگلیسی ←پلیس مامور مبارزه با مواد مخدرمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیس مجهز به فرستنده - اتومبیل -معنی و ترجمه انگلیسی ←پلیس مخفیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیس مخفی - سازمان -معنی و ترجمه انگلیسی ←پلیس نظامیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیس نیروی دریاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیستوسنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیستوسینمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیسهمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیسه دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیسه دار کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیسه دار کردن فلزمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیسه دار کردن و دوختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیسه‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیسی - حکومت -معنی و ترجمه انگلیسی ←پلیسی - داستان -معنی و ترجمه انگلیسی ←پلیسی - رمان -معنی و ترجمه انگلیسی ←پلیسی - فیلم -معنی و ترجمه انگلیسی ←پلیکانمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیمرمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیمریمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیمریزاسیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیمریزه‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلینزی - جزایر -معنی و ترجمه انگلیسی ←پلیور یقه‌ اسکیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیوسنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پلیوسن - دوره -معنی و ترجمه انگلیسی ←