واژههای فارسی←پلیس گشتی - افسر -فرهنگ آریانپورپلیس گشتی - افسر -#۴۸٬۰۸۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱roundsmanکسى که گشت مى زند، افسر پلیس گشتىواژههای نزدیک در الفباپلی گالای معمولیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپلی نزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپلی نزیامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپلی نزیاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپلی ونیلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپلی یورتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر