گروه الفبایی

واژه‌های «قس…»

صفحه ۲ از ۲ · ۲۲۸ واژه

قسمت زیربنای زمین یا صخرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت ساحلی دریامعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت سخت زمینمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت سرمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت سفلای پای اسبمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت سوممعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت شده - بیست -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت شمالیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت صاف هر چیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت عرضی هر چیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت عقب انبار یا ته کشتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت عقب عرشهمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت عقب کشتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت عقب کشتی - نرده -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت عقب مغزمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت عقبی کشتی - انتهای -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت عمدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت غضروفی خارج گوش برامدگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت فرعیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت فوقانی بطن چهارم - راس -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت فوقانی و مسطح عقب کشتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت قابل توارث نطفهمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جو و اب و خاک کره زمینمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت قدامی حیوانات بنددارمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت قدامی دو نیمکره مخمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت قدامی سینه حشرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت قدامی مغز - جلوترین -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت قسمتمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت قسمت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت کردن - قسمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت کردن مجددمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت کف پامعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت کم عمق رودخانه ای که جهت عبور حیوانات و انسان مناسب باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت کننده به سه بخشمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت کوچکی که بعدا رشد نموده و بزرگ می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت گرد گوشت کبابیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت گردنده ماشینمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت گردنده میخ یا پیچ سرپهنمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت لذیذغذامعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت مادی یا مکانیکی هنرمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت متحرک بال هواپیمامعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت مثلثی شکل بند بدن کشتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت مرکز غده فوق - هورمن -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت مرکزی شهرمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت مساویمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت مقدماتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت ممتازمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت میان دو بند یا مفصلمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت میان ران و تهیگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت میانی مجرای هاضمهمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت نرم میوهمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت نهاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت واقع بین استخوان های کتفمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت وسطمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت های اصلی زمان های فعل که سایر زمانها را از ان می سازندمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت های خارج از - حذف -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت های خارج از اخلاق را حذف کردن ازمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت های داخلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت های زائد چیزی را چیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت های غیر متقارن - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت های فرسوده را تعمیر و تعویض کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت های کوچک - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت های کوچک تقسیم - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت های متصل به هممعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت های مجزا تقسیم - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمت یا جزء بسیار ریزمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی - سه -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی - شش -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از ادرس در اشاره به سایت های روی اینترنتمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از استحکامات خندقمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از برنامهمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از پزشکی که در باره ی بیماریها و اختلالات ناشی از پرواز گفتگو می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل می دهدمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از ثانیهمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از جانور شناسی که در باره خزندگان و ذوحیاتین بحث می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از جبههمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از دوران سوم زمین شناسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از سر ستون که شامل کتیبه و گلویی است قاب اهن محکمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از سفینه فضاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از شعر یا سرودمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از شهر که بیرون دروازه باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از صحنه نمایش که به وسیله نورافکن روشن شده باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع استمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور با محیط خود بحث می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از فضای جو زمین که از ارتفاع 25 میل شروع می شود و تا 22000 میل ادامه داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از کف سالن - بلندی -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را می پوشاندمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از گوشت ران گاومعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوکمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از مزرعه که لبنیات تهیه می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از مغز برشمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از مغز جنین که سازنده مخچه و بصل النخاع استمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از منطق که با حقیقت سر و کار داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره می باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از یک بخش یا ناحیهمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از یک عضو - برداشتن -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی از یک عمارتمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی دیگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی کردن - سه -معنی و ترجمه انگلیسی ←قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست را می پوشاندمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمهامعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمی ماهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسمی مشمع فرشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←قسی‌ القلبمعنی و ترجمه انگلیسی ←