فرهنگ آریان‌پور

قسمت‌ کردن

#۱۵۱٬۰۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

dole

قسمت، حصه، سرنوشت، تقسیم پول یا غذا در فواصل معین، صدقه، کمک هزینه دولتى به بیکاران، حق بیمه ایام بیکارى، اندوه، ماتم

۲

share

سهم، تسهیم کردن، سهم بردن، حصه، بخش، بهره، قسمت، بخش کردن، قیچى کردن

۳

split

(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک

۴

portion

بخش، سهم، جزء، تکه، بهره، برخه، نصیب، سرنوشت، قسمت، ارث، تسهیم کردن، سهم بندى کردن، بخشیدن

۵

allocate

اختصاص دادن، معین کردن، تخصیص دادن