فرهنگ آریانپور
قسمت کردن
#۱۵۱٬۰۸۱
dole
قسمت، حصه، سرنوشت، تقسیم پول یا غذا در فواصل معین، صدقه، کمک هزینه دولتى به بیکاران، حق بیمه ایام بیکارى، اندوه، ماتم
share
سهم، تسهیم کردن، سهم بردن، حصه، بخش، بهره، قسمت، بخش کردن، قیچى کردن
split
(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک
portion
بخش، سهم، جزء، تکه، بهره، برخه، نصیب، سرنوشت، قسمت، ارث، تسهیم کردن، سهم بندى کردن، بخشیدن
allocate
اختصاص دادن، معین کردن، تخصیص دادن