واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ص←صدگروه الفباییواژههای «صد…»صفحه ۲ از ۷ · ۷۲۳ واژهصدا یا خفگی ان - فقدان -معنی و ترجمه انگلیسی ←صدا یا ساز را جفت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدا یا موسیقی فیلم - ضبط -معنی و ترجمه انگلیسی ←صدابرمعنی و ترجمه انگلیسی ←صداخفه کنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدادارمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدادار به کار بردن - حروف -معنی و ترجمه انگلیسی ←صدادار کردن - ماچ -معنی و ترجمه انگلیسی ←صدارت عظمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدارسمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدازامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدازدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدازدنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←صداعمعنی و ترجمه انگلیسی ←صداع شقیقهمعنی و ترجمه انگلیسی ←صداع عاممعنی و ترجمه انگلیسی ←صداقتمعنی و ترجمه انگلیسی ←صداقت - بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صداقت - بی -معنی و ترجمه انگلیسی ←صداگیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←صداگیر رادیومعنی و ترجمه انگلیسی ←صداگیریمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدانگارمعنی و ترجمه انگلیسی ←صداواژهمعنی و ترجمه انگلیسی ←صداها و سازها - تمام -معنی و ترجمه انگلیسی ←صداهای متعدد و گوناگونمعنی و ترجمه انگلیسی ←صداهای مسلسل و متناوب ایجاد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صداهای ناهنجار ایجاد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صداهای ناهنجار دراوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای " ه"معنی و ترجمه انگلیسی ←صدای ارام و خوشایند جویبارمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای ارتعاش نخ یاکشمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای اردکمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای اردک دراوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای اردک کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای استخوان - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←صدای اصطکاکمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای اصطکاکمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای افتادن چیز سنگینمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای افرینمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای التومعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای التومعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای انسانمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای انفجارمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای انفجارمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای انفجار پی در پیمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای انفجار و شکستگی تولید کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای انفجاری که گاهی از ماشین شنیده می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی در اواز خود تکرار می کنندمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای اوجمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای اهمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای اه مانندمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای اه مانند ایجاد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای با بسامد بیشتر از حد شنواییمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای باریتونمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای باریک بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بال پرندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بال مرض یاچرخمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بانگ خروسمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بر خورد دو جسممعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای برخورد هوا با جلو هواپیمای دارای سرعت مافوق صوتمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای برگ خشکمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای برگ خشک ایجاد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بزغاله کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بستن در و امثال ان با صدای بلندمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بسته شدن درمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بسیار بممعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بسیطمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بگ پایپمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلندمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند - بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند - سر -معنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند ادا کردن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند انتشار دادن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند ایجاد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند به حرکت دراوردن - بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند حرف زدن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند حرکت کردن - بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند خندیدن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند خواندن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند زدن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند صحبت کردن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند ضربت زدن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند گفتن - بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند مثل سرفهمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند ناله و زاری کردن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند نطق کردن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند نفس کشیدن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند و کوتاه مدتمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند و گوشخراشمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند و گوشخراش کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند و ممتد توپخانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند و ممتد خندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند و ناگهانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند یا محکممعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بلند یا ناگهانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بممعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بوقمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بوق ایجاد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بوقلمونمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بوقلمون در اوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای به هم خوردن اجسام جامدمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای به هم خوردن اسلحهمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای به هم خوردن اشیایی مثل بشقابمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای به هم خوردن چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای به هم خوردن دو جسم فلزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای به هم خوردن دو چیز سختمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای به هم خوردن دوتخته یا چیز دیگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای به هم خوردن فلزمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای بین بم و زیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای پامعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای پاره شدن چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای پچ پچ مانندمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای پچ پچ و به هم خوردن بشقابمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای پر طنین ایجاد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای پرندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←صدای پرنده - تقلید -معنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۲ / ۷صفحه بعد ←