فرهنگ آریانپور
صدای پا
#۱۳۲٬۳۷۸
pad
دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن
step
گام، قدم، صداى پا، پله، رکاب، پلکان، رتبه، درجه، قدم برداشتن، قدم زدن، مرحله
tramp
ولگرد، آسمان جل، خانه به دوش، با صدا راه رفتن، پیاده روى کردن، با پا لگد کردن، آواره بودن، ولگردى کردن، آواره، فاحشه، آوارگى، ولگردى، صداى پا
clump
انبوه، دسته، خوشه، ضربه سنگین، مشت، انبوه کردن
tread
(past: trod ; past participle: trodden, trod) ـ گام بردارى، پا گذاشتن، راه رفتن، لگد کردن
scuffle
نزاع، غوغا، کشمکش، جنجال، مشاجره، کشمکش کردن، دست به یقه شدن با
footfall
(step =) ـ پله
footstep
جاى پا، رد پا، جاپا، پى، گام، قدم، گام بردارى