فرهنگ آریان‌پور

صدای پا

#۱۳۲٬۳۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

pad

دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن

۲

step

گام، قدم، صداى پا، پله، رکاب، پلکان، رتبه، درجه، قدم برداشتن، قدم زدن، مرحله

۳

tramp

ولگرد، آسمان جل، خانه به دوش، با صدا راه رفتن، پیاده روى کردن، با پا لگد کردن، آواره بودن، ولگردى کردن، آواره، فاحشه، آوارگى، ولگردى، صداى پا

۴

clump

انبوه، دسته، خوشه، ضربه سنگین، مشت، انبوه کردن

۵

tread

(past: trod ; past participle: trodden, trod) ـ گام بردارى، پا گذاشتن، راه رفتن، لگد کردن

۶

scuffle

نزاع، غوغا، کشمکش، جنجال، مشاجره، کشمکش کردن، دست به یقه شدن با

۷

footfall

(step =) ـ پله

۸

footstep

جاى پا، رد پا، جاپا، پى، گام، قدم، گام بردارى