گروه الفبایی

واژه‌های «دس…»

صفحه ۶ از ۱۲ · ۱٬۳۳۶ واژه

دستگاه بسته بندیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه بلندگو مخصوص اجتماعات بزرگمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه به هوشاورمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه پر کردن باطری و هر چیز دیگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه پرتابمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه پرسمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه پشم ریسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه پنبه پاک کنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه پنبه پاک کنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه پنبه زنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه پول‌ خردمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه پیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تبدیل برق ضعیف به برق قویمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تجزیهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تراشمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تشدیدمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تصویر افکنی سریع برای سنجش حافظه و توجهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تعدیل گرمامعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تغییر خطمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تقطیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تقطیر ویسکیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تقویت کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تقویت کننده صوت - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تقویت و تسریع ذرات بار دار الکترونیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تکثیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تکرارکنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تل انبارشمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تلگرافمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تماشای‌ اسلایدمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنظیممعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنظیم برقمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنظیم جریان های متغیر برقمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنظیم حرارتمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنظیم خودکارمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنظیم سرعت در ماشینمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنظیم فشارمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنظیم کننده ضربان قلبمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنظیم گرمامعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنظیم نورمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنفسمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنفس اکسیژنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنفس سنجمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنفس ماهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنفس ماهی - شکاف -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنفس مصنوعیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنفس مصونوعیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنفس نگارمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تنفسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تولید برق متناوبمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تولید برق نوسانی در رادیومعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تولید گرمامعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تولید نیرویمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تهویهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تهویه کردن - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه تهویه یا بادبزن متحرک به وسیله توربینمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه ثبت امواج الکتریکی مغز به وسیله برقمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه ثبت انفجار در زیر دریامعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه ثبت جریانات برقمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه ثبت در صندوق پول فروشگاه هامعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه ثبت در کنتورمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه ثبت ضربان قلبمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه ثبت نوسانات یا حرکات موجی مانند نبضمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه ثبت وزنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه ثبت وزن و جرم چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه جاده صاف کنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه جاسوسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه جبریمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه جنبیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه جهت نماییمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه چکانشمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه چهار بعدیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه حالت جامدمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه حبس صدامعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه حدیده‌ کردن مهره پیچمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه حرارت مطبوعمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه حفار بخارمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه حفظ حیاتمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه حکومتمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه حمل اسکی بازان و یا تماشاچیان به قله کوهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه حمل علوفهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه‌ خامه زنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه‌ خراطیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه‌ خرد کردن فلفلمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه‌ خرد کنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه خروجیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه‌ خشک سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه‌ خشک کنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه‌ خط‌ کشی دور زمین و غیرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه خنک کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه خود کاری برای اندازه گیری رطوبت جویمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه خودکارمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه خودکار هدایت کشتی و هواپیمامعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه خودکاری که پس از انداختن سکه ای درون ان غذا یا مشروبی را خارج می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه دادگستریمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه داده پردازی مرکزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه در اوردن دانه‌ کشمش و غیرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه دست ورزی‌ از دورمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه دفع پارازیتمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه دمزنی زیرابمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه دهدهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه دهگانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه رطوبت زدامعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه رفت و برگشتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه روغن زنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه رهبریمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه زلزله نگارمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه زمین‌ کنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه زورگوییمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه سرعت سنج هوامعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه سریمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه سکه‌ ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه سنباده زنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه سنجش حرکات زمینمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه سنجش شدت انفجارمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه سنجش فشار هوامعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه سنجش قدرت کار عضلانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه سنجش قوه ی سامعهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه سنجش‌ کالیبرمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستگاه سنجش میزان‌ خلامعنی و ترجمه انگلیسی ←