واژههای فارسی←کنجکاوصفتکنجکاو/konjkāv/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژهمشتاق دانستن، کشف کردن و آگاه شدن از چیزهای تازه.«کودک کنجکاو هر روز پرسش تازهای داشت.»ریشه واژهفارسیهممعنیهاجستوجوگرپرسشگرکاوشگرمتضادهابیتفاوتهمخانوادههاکنجکاوی← جستوجوی واژه دیگر