واژههای فارسی←کاهلیواژهکاهلی/kahly/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: بیکارگی، تنبلی، تنپروری، سستی، سهلانگاری، ناتوانی«واژه «کاهلی» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهابیکارگیتنبلیتنپروریسستیسهلانگاریناتوانیمتضادهاتلاشگریزرنگیهمخانوادههاثبت نشده← جستوجوی واژه دیگر