واژههای فارسی←کادرواژهکادر/kadr/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: چارچوب، قاب، پرسنل، کارمند، مستخدم«واژه «کادر» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاچارچوبقابپرسنلکارمندمستخدممتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشدهواژههای مرتبطکارمندهممعنی با: اداری، پرسنل، عضو، کادر، مامور، مستخدم← جستوجوی واژه دیگر