واژههای فارسی←پژوهشگرواژهپژوهشگر/pzhvhshgr/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: پژوهنده، جستجوگر، متتبع، متجسس، متفحص، محقق«واژه «پژوهشگر» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاپژوهندهجستجوگرمتتبعمتجسسمتفحصمحققمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشده← جستوجوی واژه دیگر