واژههای فارسی←پژواکاسمپژواک/pezhvāk/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژهبازگشت و تکرار صدا پس از برخورد با مانع؛ بازتاب آواز یا بانگ.«پژواک آوازش در دره پیچید.»ریشه واژهفارسی میانههممعنیهابازتابانعکاساکومتضادهاثبت نشدههمخانوادههاپژواکدادن← جستوجوی واژه دیگر