واژههای فارسی←ورزشواژهورزش/vrzsh/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: بازی، نرمش، تمرین، مشق، ممارست، اسبسواری، بسکتبال، پرش«واژه «ورزش» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهابازینرمشتمرینمشقممارستاسبسواریبسکتبالپرشمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشدهواژههای مرتبطتمرینهممعنی با: تکرار، مرور، ممارست، مشق، تکلیف، آشنا کردن، عادتدادن، ورزش← جستوجوی واژه دیگر