واژه

معتمد

/mtmd/

معنی واژه

هم‌معنی با: استوار، استوان، امین، بااعتبار، درستکار، موتمن، متکی، محرم

«واژه «معتمد» در زبان فارسی کاربرد دارد.»
ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.com
هم‌معنی‌ها
استواراستوانامینبااعتباردرستکارموتمنمتکیمحرم
متضادها
غیرمعتمدناموثق
هم‌خانواده‌ها
ثبت نشده