واژههای فارسی←مصاحبواژهمصاحب/msahb/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: جلیس، دمخور، دوست، رفیق، صحابه، قرین، محشور، معاشر«واژه «مصاحب» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاجلیسدمخوردوسترفیقصحابهقرینمحشورمعاشرمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشده← جستوجوی واژه دیگر