واژههای فارسی←محوواژهمحو/mhv/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: اسم، زایل، معدوم، منهدم، نابود، نیست، ازبین بردن، زدودن«واژه «محو» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهااسمزایلمعدوممنهدمنابودنیستازبین بردنزدودنمتضادهاصحوپیداهمخانوادههاثبت نشده← جستوجوی واژه دیگر