واژههای فارسی←متعینواژهمتعین/mtyn/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: توانگر، ثروتمند، دولتمند، غنی، متشخص، متمول، اعیان، متنفذ«واژه «متعین» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاتوانگرثروتمنددولتمندغنیمتشخصمتمولاعیانمتنفذمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشدهواژههای مرتبطمتنفذهممعنی با: بانفوذ، پرنفوذ، توانا، سرجنبان، صاحباعتبار، صاحبنفوذ، معتبر، نفوذدار← جستوجوی واژه دیگر