واژههای فارسی←مارواژهمار/mar/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: اژدر، اژدها، افعی، ثعبان، دیومار، حیه، مادر«واژه «مار» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهااژدراژدهاافعیثعباندیومارحیهمادرمتضادهاعقربپدرهمخانوادههاثبت نشده← جستوجوی واژه دیگر