واژههای فارسی←لکهواژهلکه/lkh/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: چرک، خال، داغ، لک، چکه، قطره«واژه «لکه» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاچرکخالداغلکچکهقطرهمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشدهواژههای مرتبطچرکهممعنی با: صفت، آلوده، پلشت، کثیف، پلید، نجس← جستوجوی واژه دیگر