واژههای فارسی←لشواژهلش/lsh/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: بیحال، بیعار، بیغیرت، بیکاره، تنآسا، تنبل، لاابالی، تن«واژه «لش» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهابیحالبیعاربیغیرتبیکارهتنآساتنبللاابالیتنمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشده← جستوجوی واژه دیگر