واژههای فارسی←قرشمالواژهقرشمال/ghrshmal/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: ارقه، غربتی، غرشمال، غرهچی، قرهچی، کولی، لولی«واژه «قرشمال» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاارقهغربتیغرشمالغرهچیقرهچیکولیلولیمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشده← جستوجوی واژه دیگر