واژههای فارسی←عطرآلودواژهعطرآلود/trālvd/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: خوشبو، عطرآگین، عطرآمیز، عطرناک، معطر«واژه «عطرآلود» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاخوشبوعطرآگینعطرآمیزعطرناکمعطرمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشده← جستوجوی واژه دیگر