واژههای فارسی←شکوفهاسمشکوفه/shekufeh/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژهگل تازه درخت که پیش از میوه پدیدار میشود.«شکوفههای بادام خبر از بهار دادند.»ریشه واژهفارسیهممعنیهاگلغنچهمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاشکفتنشکوفایی← جستوجوی واژه دیگر