واژههای فارسی←سپیدهاسمسپیده/sepideh/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژهروشنی کمرنگ آسمان پیش از طلوع خورشید.«پیش از سپیده راه افتادیم.»ریشه واژهفارسیهممعنیهاسحربامدادفجرمتضادهاشامگاههمخانوادههاسپیدهدم← جستوجوی واژه دیگر