واژه

سرگرایی

/srgrayy/

معنی واژه

هم‌معنی با: عصیان، سرکشی، نافرمانی، بدقلقی، بدفرمانی، بی‌قراری، مستی

«واژه «سرگرایی» در زبان فارسی کاربرد دارد.»
ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.com
هم‌معنی‌ها
عصیانسرکشینافرمانیبدقلقیبدفرمانیبی‌قراریمستی
متضادها
ثبت نشده
هم‌خانواده‌ها
ثبت نشده