واژههای فارسی←ستارهاسمستاره/setāreh/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژهجرم آسمانی تابانی که از خود نور تولید میکند.«ستارهای در آسمان شب درخشید.»ریشه واژهفارسیهممعنیهااخترکوکبمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاستارهای← جستوجوی واژه دیگر