واژههای فارسی←درواژهدر/dr/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: جمان، دردانه، دره، گوهر، گوهر، لولو، مروارید«واژه «در» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاجماندردانهدرهگوهرگوهرلولومرواریدمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشده← جستوجوی واژه دیگر